سالمندی یک فرآیندزیست شناختی مشترک برای تمام موجودات زنده است وانسانها  نیزاز زمانی که بدنیا می آیندسالمندی را آغاز می کنند ، گذشت عمر را  نمیتوان متوقف نمود ولی میتوان با بکارگیری روشها و مراقبتهای مناسب، از اختلالات و معلولیتهای سالمندی پیشگیری نمود و یا آن را به  تعویق انداخت تا بتوان از عمر طولانی همراه با سلامت و رفاه که همواره هدف و آرزوی بشر بوده، بهرهمند شد. در اوایل دهه 1950 رقم شاخص امید به زندگی در بدو تولد در جهان به طور متوسط 47 سال بود. در سال 1995 به بیش از 65 سال  افزایش یافت و حتی در برخی کشورها به 80 سال رسید.

این تغییر شگرف  هم از لحاظ جمعیتشناسی و هم از نظر فرهنگی تحول عظیمی را در زندگی امروز  افراد بشر به وجود آورده است مطابق پیشبینی سازمان بهداشت جهانی، در سال 2020 میلادی بیش از یک میلیارد نفر بالای 60 سال عمر خواهند داشت. در  حالیکه این رقم در حال حاضر 580 میلیون نفر است از یک میلیارد نفر سالمند  بالای 60 سال 2020 میلادی، 710میلیون در کشورهای پیشرفته خواهند بود که این رقم هماکنون 330 میلیون نفر است.

سالمندان یکی ازگروههای آسیب  پذیرجامعه بوده که ازلحاظ اجتماعی،بهداشتی وتغذیه ای باید مورد توجه  قرارگیرند.با توجه به پیشرفتهای علم پزشکی وکاهش مرگ ومیر وافزایش امید به  زندگی و تغییراتی که درهرم جمعیتی کشورمان بوجودآمده ،تعدادسالمندان کشور  رو ند افزایشی داشته بصورتی که  از3977000نفر(6/6درصد)درسال1375به5119000نفر(3/7درصد)درسال1385رسیده که از  یک طرف تغییردرسبک زندگی، توجه بیشترخانواده هاوجامعه رابه سالمندان رامی  طلبدواین امر فشار بیشتری را براعضاءخانواده واردکرده وازطرف دیگرهزینه های بالای نگهداری آنهادرمراکز مراقبت سالمندان،خطر سوءرفتاروآزاررسانی به  آنهاراافزایش می دهد البته خوشبختانه درکشورما 92 درصد ازسالمندان در  کانونهای خانوادگی زندگی میکنند.

سالمندآزاری عبارت است ازانجام یا  عدم انجام یک عمل که منجر به آسیب جسمی ،روان شناختی،اجتماعی ویا مالی  سالمند شده ومنجر به کاهش کیفیت زندگی سالمند می شود که پدیده سالمند آزاری پدیده‌ای جدید در دوران سالمندی است که مورد بدرفتاری‌های خانواده قرار  می‌گیرند درجوامع امروز به یک مشکل عمده بهداشت عمومی تبدیل شده ومیزان  بروز آن رو به افزایش بوده و نیازمند شناخت دلائل وبرنامه ریزی در خصوص  پیشگیری وکاهش آن می باشد.

اکثر اندیشمندان و صاحبنظران علوم  اجتماعی زنان و کودکان را قربانیان اصلی خشونت در خانواده تلقی کرده و از  سالمندان کمتر یاد می کنند اگرچه وجود همسرآزاری و کودک درمقایسه با  سالمندآزاری از فراوانی بیشتری برخوردار است، اما این امر دلیل بر نفی  سالمند آزاری نیست. .
می توان گفت در این مورد نیز همانند سایر مسائل  سالمندی از توجه به آن غفلت ورزیده شده و در مواردی خصوصاً در کشورهای در  حال توسعه که در معرض تغییرات و تحولات فراوانی هستند به بوته فراموشی  سپرده شده است.

در دهه 80 میلادی، محققان با پدیدهای جدید یعنی  اعمال خشونت نسبت به سالمندانی که با خانواده زندگی میکردند روبرو شدند و  معلوم شد که درصدی از افراد سالمند در خانواده مورد بدرفتاریهای جسمانی،  روانی یا بیتوجهی قرار دارند. در حال حاضر نیز انجمن پزشکی امریکا تخمین  میزند که در ایالات متحده از بین افراد مسن 8/1 میلیون نفر مورد بدرفتاری  قرار میگیرند. با این وجود و پس از گذشت 20 سال از مبحث خشونت و مشخص شدن  صورتهای گوناگون آن، هنوز این پدیده کاملاً شناخته نشده است.

با  آنکه خشونتهای فیزیکی در مورد کودکان بیشتر از سایر زمینهها مورد بررسی  قرار گرفته و اطلاعات در این زمینه کاملتر است اما با توجه به روال تاریخی  بررسیها، باید گفت که بررسیهای خشونت نسبت به کهنسالان هنوز قدمهای اولیه  خود را برمیدارد. امروزه محققان علاوه بر خشونت جسمانی (تنبیه بدنی) به  انواع دیگر خشونت نیز اشاره کرده و از خشونت روانی (تحقیر، دشنام، از میان  بردن اعتماد به نفس، سرزنش) خشونت اقتصادی (در مضیقه مالی دائم قرار دادن  قربانی) خشونت اجتماعی (انزوای اجتماعی و ممانعت از برقراری روابط اجتماعی) و خشونت جنسی نام میبرند .

اگرچه امکان دارد سالمندان به نوعی قربانی همه خشونتهای فوق شوند اما به نظر میرسد بیشترین مقدمهای که در مورد سالمندان عمومیت دارد خشونت روانی  است. خشونت روانی شامل: بیاحترامی لفظی مداوم، اذیت و آزار، تهدید، محرومیت فیزیکی، مالی و منابع شخصی میباشد. تهدیدهای متداول مانند دوست نداشتن  سالمند، مورد پسند نبودن، دشنام دادن، تمسخر و استهزاء سالمندان در جمع،  ممنوعیت برقراری ارتباط با دیگران، بیتوجهی نسبت به نیازهای جسمانی،  اجتماعی و روانی سالمند، همه خشونت روانی است که سلامت روانی سالمند را به  مخاطره می اندازد و موجب بروز احساساتی همچون: بیمیلی به زندگی، سرزنش خود، نداشتن اعتماد به نفس و نگرش مثبت، احساس یأس و ناامیدی و درماندگی، ترس  از مردم، اضطراب، احساس گناه، احساس حقارت ، احساس عدم شایستگی و  خودارزشمندی و نهایتاً کنارهگیری سالمند میشود.

در مواردی نیز که  خشونت بین اعضای دیگر خانواده رخ میدهد، احساس فضای رعب و وحشت را در خانه  حاکم کرده و شاهد بودن همین خشونت در خانه توسط سالمندان و کودکان میتواند  خود تجربهای از خشونت در خانه تلقی شود. متاسفانه بعضی از سالمندان برای  رهایی از خشونت خودکشی را به عنوان آخرین راه دانسته و اقدام به خودکشی  مینمایند. از طرف دیگر چون تن و روان آدمی وابسته به هم بوده و سلامت یکی  در گرو سلامت و شادابی دیگر است، لذا در بیشتر موارد نیز این ناراحتیهای  روانی منجر به بروز بیماریهای جسمانی در سالمندان شده و سلامت آنان را به  مخاطره میاندازد. در سال 1996 دوستهای عضو در چهل و نهمین اجلاس جهانی  بهداشت، موافقت کردند که خشونت یک اولویت بهداشت عمومی است و همگان را برای طرح عملیاتی علمی جهت پیشگیری و مبارزه با آن فرا خواندند.

در بخشی از بیانیه مدیر کل سازمان جهانی بهداشت در خصوص خشونت چنین عنوان شده است: مدت زمان طولانی است که خشونت در مورد غفلت همگانی بوده و پاسخ اجتماعی به آن بیش از آنکه به پیشگیری بیانجامد، پاسخی واکنش بوده است. زمان آن رسیده که برای دستیابی به سلامت عمومی، تلاشی در جهت پیشگیری و درمان خشونت و  عواقب آن به عمل آید.

در واقع سلامت عمومی با درگیری تمام افراد در  مواجهه با این مشکل اعتبار یافته و همچنان که نیازمند مشارکت قوی دولت،  اجتماعات محلی، دستگاههای قضایی و سازمانهای غیردولتی است، نیازمند مشارکت  اشخاص مسئول و تحقیق در بهداشت عمومی، آموزش و پرورش و علوم اجتماعی  میباشد. در حقیقت برای رفع خشونت در جوامع ما همکاری تمام افراد از هر جنس  اعم از پیر و جوان مورد نیاز میباشد.

سوءرفتار با سالمندان توسط  افراد خانواده ویا افرادی که مسئولیت نگهداری از سالمندرابعهده داشته انجام می گیرد وبه انواع مختلف تقسیم بندی شده که شامل آزارفیزیکی یا جسمی  با6/14درصد،غفلت با55درصد،آزارروانشناختی یااحساسی با7/7درصد،آزارجنسی  با3/.درصد،آزارمالی واستفاده ازوسائل با3/12درصدوانکارحریم خصوصی  وانکارمشارکت درتصمیم گیری که7/6درصدازآزارهابه سالمندان رابه خود اختصاص  می دهند که بیشترین آزاربه سالمندان از نوع غفلت وآزارجسمانی می باشند.

بر اساس مطالعات متعدد 5تا15 درصدازسالمندان تعدادی ازانواع  سوءرفتارهاراتجربه کرده اند که 84درصداین موارد مخفی بوده یا گزارش نمی  شوند.
دلائل سوءرفتار با سالمندان بستگی به خصوصیات افرادسالمندوخصوصیات مراقبت کنندگان دارد که دراین بین سوءرفتارتوسط فرد مراقبت کننده می  تواندازنظرآسیب شناسی روانی یاخشونت فرانسلی یافاکتورهای اساسی دیگرشبیه  استرس،جهل،عجز،ناامیدی وناتوانی برای فراهم سازی مراقبت کافی مورد بررسی  قرارگیرند .

نقایص شناختی وبطورمشترک زندگی کردن باسایرافراد  ،فاکتورهای خطری هستند که بیشترین احتمال برای آسیب پذیری افراد سالمند به  سوءرفتار راایجاد می کند،همچنین محیط زندگی،ارتباط مالی وبی پولی،بیماری  سالمند،ترس،غفلت ازسلامتی،موردقبول نبودن به عنوان یک بیماروابسته،صدمات  وشکستگی ها ودلائل فرهنگی واسترس مراقبت کننده می تواند زمینه  سوءرفتارراازسوی دیگران فراهم نماید
نتیجه گیری
در کشور ما امید به زندگی در حال افزایش است، کشور ما هماکنون دارای سهم  بالایی از نسل جوان است، این امر در آینده نسبت بازنشستگان و کهنسالان را  در جامعه زیاد میکند اگر نسل حاضر در راستای توسعه همزمان اجتماعی و  اقتصادی فعال نشود، وضع سالمندی مصیبتبارتر خواهد شد. بخش عمده ای از این  توسعه، از طریق تقویت و تمرکز، کارآمدی و فراگیری نظام تأمین اجتماعی کشور و نجات این نهاد ارزشمند از سقوط ورشکستگی میسر میشود.

افزایش  تعدادسالمندان ازیک سووتغییر درفرهنگ ها ،عادات وشیوه زندگی از سوی دیگر  موجب افزایش سوءرفتار وسالمندآزاری شده که نیاز به شناخت بیشتر دلائل  سوءرفتارها وبرنامه ریزی دقیق وصحیح درجهت کاهش آنها رانشان داده و ضرورت  مداخله مجلس، دولت وخانواده هارا نشان میدهد.دراین خصوص مجلس باتصویب  قوانین حمایتی درابعاد مختلف اجتماعی ومالی ودولت بابرنامه ریزی واجرای  قوانین حمایتی همچون ایجاد محیط های امن نگهداری از سالمندان مانند مراکز  شبانه روزی نگهداری سالمندکه از استانداردهای لازم برخوردارباشند وتربیت  رشته های تخصصی سالمندان درزمینه های اجتماعی ،فرهنگی وپزشکی مانندمتخصص طب سالمندان وپرستاری سالمندان ومتخصص بهداشت روانی سالمندان وآموزشهای مختلف به خانواده ها وافراد سالمند از جمله آموزش نحوه ارتباط ونگهداری سالمند  درخانواده ها،واگاه نمودن سالمندان ازفاکتورهای خطر وفاکتورهای مداخله  گروخانواد ه ها با پایبند بودن به فرهنگ احترام به سالمند ورعایت دستورات  وتوصیه های دین اسلام دراین خصوص می تواننداز سوءرفتار وآزار سالمندان  پیشگیری نمایند.

آنچه مسلم به نظر میرسد این است که سالمند آزاری در کنار کودک و همسرآزاری در خانوادها وجود دارد. بنابراین لازم است ضمن توجه ویژه به این حوزه تمهیدات لازم در جهت کاهش، درمان و پیشگیری از سالمند  آزاری فراهم گردد. پیشنهادات ذیل در این خصوص ارایه میشود.


1-تهیه و تدوین قوانین و مقررات حمایت از سالمند
2-تشکیل انجمن حمایت از سالمندان با مشارکت خود آنان
3-تشکیل کمیته حذف خشونت علیه سالمندان
4- خارجسازی حمایت از سالمندان از مرحله ترحم و تغییر نگرش افراد جامعه نسبت به این گروه خاص
5-آموزش خانوادههای دارای سالمند در مورد رعایت نکات ایمنی
6- پر نمودن زندگی روزانه سالمندان با فعالیتهای مفید در جهت ارتقاء عزت و اعتماد به نفس آنان
7-توجه به بهداشت روانی و جسمانی سالمندان
8-انجام بررسیهای علمی در مورد ابعاد و گستردگی سالمند آزاری به منظور حساسسازی،  آگاهی و اقدامات لازم در سطح جامعه و در نهایت اینکه باید عوامل حمایت  کننده از افراد بویژه سالمندان در برابر هرگونه خشونت گسترش یافته و در  برنامهریزی جهت کاهش انواع گوناگون خشونت و عواقب آن مورد استفاده قرار  گیرد.لذا اگراز امروز برنامه ریزی صحیح جهت مراقبت وتامین سلامت جسمی،  روانی واجتماعی سالمند پیش بینی واجرا نگردد جامعه آتی با مشکلات زیادی  درخصوص سالمندان روبرو خواهد شدکه افزایش سوءرفتار وسالمندآزاری یکی از این مشکلات ومشکل اساسی خواهد بود.

/ 0 نظر / 8 بازدید